تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 | 23:44 | نویسنده : خادم المهدی (عج)

چگونه قصد زیارت کنم برای وداع

مگر ز دیدن تو سیر میشود دل من؟




تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 21:7 | نویسنده : خادم المهدی (عج)
دانشگاه امام صادق علیه السلام- مهد کودک هیئت میثاق با شهدا

راهنمای نقشه:
بیانات مربی مهد با رنگ فیروزه ای
و فرامین کلوچه ها با رنگ نارنجی آمده است.



آدم بَدا عموی حضرت رقیه رو شهید کردند.


- عموش و کشتند؟


آره عزیزم. تازه بعدش امام حسین هم شهید کردند.


- یعنی باباش هم کشتند؟ (گریه)

یعنی حضرت رقیه دیگه بابا نداشت؟
(بغض)

- حتی یه بابای دیگه هم نداشت؟
(بغض)
- مامانش نمی تونست بره با یه بابای مهربون دیگه ازدواج کنه؟


یعنی تو صدا و سیما یه همچین سریال هایی داریم ما! بدآموزیا !!!


********************************


خب بچه ها حالا که نقاشی حضرت رقیه و کشیدید؛


نقاشی برادر بزرگتر حضرت رقیه هم بکشید.


- برادر بزرگتر؟

(حالا انگار می شناختند)

- خب اینجا که جا نمیشه


یه کاغذ بزرگتر بدید خانوم.


*****************************


فاطمه جونم!

دوستت کو؟


-کدوم دوستم؟


رضوان دیگه.


- همون که فردا هم اومده بود؟


 ********************************************


_ خوب ... عزیز خاله این آدمک خوشگلی که کشیدی دختره یا پسر..


( یک ربع سکوت توام با تفکر ارسطویی...

کم کم خاله ی مهد نگران میشه..... ) :


_ عزیزم نگفتی ؟


_ صبر کن......


(شروع میکنه به کشیدن موهای آدمک و بعد از تموم شدن با خوشحالی : )


_ آهان ... بیا خاله ! فهمیدم! دختره :)


**********************************************



خاله مهد ( با شور و شعف بسیار و صدای رسا ) :


_ ببینم ! کی خستست؟؟؟


بچه ها (یکصدا  یک نفس ! ) :


_ من ... من ... من .... من !!!!




تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 | 22:49 | نویسنده : او

دانشگاه امام صادق علیه السلام - مهد کودک هیئت میثاق با شهدا

 

راهنمای نقشه:

بیانات مربی مهد با رنگ فیروزه ای

 و فرامین کلوچه ها با رنگ نارنجی آمده است.

 

- زنگ می زنید مامانم زودی بیاد من و ببره دستشویی؟

(از فرط ضرورت، خم شده بود)

- بله آقا. اسمت چی بود عزیز دلم؟

- کبریت!!

- کبریت؟

(حتماً انقدر شیطونه تو خونه کبریت صداش می زنند)

 خب عزیزم!

پس فامیلیت و بگو!

- کبریتی!!

- گل پسر!

مگه نگفتی "زودی" به مادرت زنگ بزنیم؟

مگه عجله نداری؟

ما که اسمت و نمی دونیم.

خب. حالا اسم و فامیلیت چی بود؟

- کبریت کبریتی!!

 

دانشگاه امام صادق علیه السلام - حسینیه ی بانوان هیئت میثاق با شهدا

 

مداحی عربی آقای مطیعی این بود:

یَا عبَّاس!

جیء بِالمَاء لِسکینَة.

خواهر پزشک مسئول مسجد هیئت

در حرکتی اعتراضی نسبت به عربی مآبی ما

توی دسته عزاداری می فرمودند:

جِبِل ما

دین دین دین!!



تاريخ : یکشنبه دوازدهم آبان 1392 | 20:49 | نویسنده : خادم المهدی (عج)

اندکی از جنایات آمریکایی در ایران


قدمت ارتباط رسمی سیاسی میان ایران و آمریکا به کمتر از 170 سال قبل بازمی‌گردد. عدم وجود ارتباط سیاسی میان این کشور و ایران نه فقط به این سبب بود که آمریکا از ایران فوق‌العاده دور بود بلکه اصولاً هزاران سال قبل که ایران سرزمینی نظام یافته و دارای ملتی یکپارچه و خداپرست بود، مملکتی به اسم ایالات متحده آمریکا، وجود خارجی نداشت.

نخستین نشان از آمریکای بی‌نام نشان

قدیمی‌ترین نشان از حضور کالاهای آمریکایی درایران به سال 1107 هجری قمری بر می‌گردد. یعنی زمانی که حدوداً تنها 200 سال از حضور اروپاییان در کشور کنونی آمریکا می‌گذشت.

نخستین فضولی تاریخی آمریکا در امور ایران، مشروطه‌ای که مشروعه نشد

میرزا محمدعلی پسر ملا محمدرضای محلاتی معروف به حاجی سیاح، یک جهانگرد ایرانی است که بی‌علاقه به سیاست نبوده است. پس از آنکه میانه وی و حکومت قاجار بر هم می‌خورد و بنابر آنچه روایت شده است، وی مورد ظلم این حکومت قرار می‌گیرد، این شخص راهی سفارت آمریکا شده از حمایت‌های آنها بهره‌مند می‌شود. جالب آنجاست که وی به‌عنوان نخستین ایرانی، طی سفری که به آمریکا داشته است به تابعیت این کشور در می‌آید. نکته قابل توجه دیگر در زندگی وی آن است که در هندوستان به دیدار یکی از رهبران فرقه اسماعیلیه می‌رود و پس از بازگشت به ایران، هم برای نزدیک شددن به روحانیت تلاش می‌کند و هم برای نزدیک شدن به حکومت! حتی گفته می‌شود قبل از آنکه میرزا رضای کرمانی ناصرالدین‌شاه را به درک واصل کند، وی درباره خطر این شخص به حکومت وقت هشدار داده بوده است! جالب‌تر اینجاست که وی بعدها در جریان مشروطه، کوشید تا تفنگداران حامی این جنبش از جمله سردار اسعد بختیاری را به سوی تهران فرابخواند. در نتیجه حضور قوای نظامی حامی مشروطه، جنایاتی در تهران به‌وقوع پیوست که از جمله آنان اعدام و هتک حرمت جنازه عالم جلیل‌القدر، شیخ فضل‌الله‌نوری بود. (1) که امام خمینی(ره) درباره وی چنین می‌گویند:« جرم شیخ فضل الله بیچاره چه بود؟ جرم شیخ فضل الله این بود كه قانون باید اسلامی باشد. جرم شیخ فضل الله این بود كه احكام قصاص غیر انسانی نیست. انسانی است او را دار زدند».(2)

درباره حضور این ایرانی آمریکایی شده در بعضی جایگاه‌های تاریخی دیگر نیز مواردی ثبت شده است. وی که طبق نوشته‌های خود در سفرنامه‌اش، مجذوب زرق و برق تمدن غرب شده بود، سندی بر دخالت آمریکا و غرب در جلوگیری از حرکت مشروطه به سمت قوانین شرع اسلام بود.

تبانی آمریکا برای اشغال ایران

همکاری اتحاد جماهیر شوروي(مجموعه جمهوری روسیه و کشورهای آسیای میانه و جمهوری‌های بالتیک و ... تحت حاکمیت کمونیسم) و انگلستان در اشغال نظامي خاك ايران به تاریخ شهريورماه سال 1320، رويدادي بود كه حمايت آمريكا را نيز به دنبال داشت.

اگرچه آمريكائي ها در شروع اين حمله مشاركتي نداشتند اما درباره این امر از پيش با آنان رايزني شده بود. چراغ سبز از سوی آنها به انگلستان و شوروی نشان داده شده بود.

ديدار فرانكلين روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا با چرچيل نخست‌وزير انگليس بر روي عرشه رزمناو انگليسي «پرنس آو ولز» در اقيانوس اطلس در 20 مرداد 1320 و توافقهاي آنان بر سر ايران را بايد به عنوان يكي از مهمترين جلوه‌هاي تباني لندن و واشنگتن در مورد سرنوشت ايران تلقي كرد.(3)

کودتای ننگین 28مرداد / دخالت مستقیم سازمان جاسوسی آمریکا

روز 28 مرداد يادآور کودتاي سياهي است که شيريني نهضت ملي شدن صنعت نفت را به کام ملت ايران تلخ کرد. پس از پيروزي قيام سي تير به رهبري آيت‌الله کاشاني که باعث روي کار آمدن مجدد دکتر محمد مصدق شد، مصدق در صدد افزايش اختيارات خود و محدود کردن اختيارات مجلس شوراي ملي برآمد و بناي اختلاف با آيت‌الله کاشاني را گذاشت. بدين ترتيب او بدون توجه به نقش و رهبري آيت‌الله کاشاني در قيام سي تير که منجر به روي کار آمدن مجدد او شد، به پياده کردن شعار «جدايي دين از سياست» پرداخت و برخي روحانيون و نزديکان آيت‌الله کاشاني را دستگير کرد. عوامل داخلي و خارجي نيز آنچنان شخصيت اين مرد روحاني بزرگ و شريف را لکه‌دار کردند که شايد بتوان آن را در تاريخ ايران بي‌سابقه دانست. طرح کودتاي نظامي 28 مرداد را بايد در اصل، يک طرح انگليسي دانست. انگليس که پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ايران، منابع بسياري را در منطقه و خصوصا ايران از دست داده بود، با قطع اميد از رسيدن به توافق، وارد مطالعه طرح يک کودتاي نظامي شد. در ابتدا آمريکا مخالف بود اما پيروزي آيزنهاور در انتخابات رياست جمهوري آمريکا باعث تغييرات عمده‌اي در سياست خارجي آمريکا شد. کرميت روزولت رييس اداره خاور نزديک سازمان سيا به سمت فرماندهي عمليات (کودتا) انتخاب شد و آمريکا و انگليس، ستاد مشترکي را در ايستگاه اطلاعاتي انگليس در قبرس تشکيل دادند و عمليات کودتا را طرح‌ريزي کردند. اگرچه اجراي نقشه کودتا در 25 مرداد شکست خورد و شاه از ايران فرار کرد اما سستي مصدق و دلايل مختلف ديگر باعث شد که در 28 مرداد 1332 کودتا عملي شود و سرلشکر فضل‌الله زاهدي مجري طرح کودتا به جاي مصدق نخست وزير شد و بدين ترتيب با قبضه شدن قدرت در دست استبداد داخلي و استعمار خارجي يکي از ننگين‌ترين دوره‌هاي استبداد در تاريخ معاصر ايران رقم خود و باعث حاکميت 25 سال ديکتاتوري محمدرضا شاه با حمايت مستکبرين و خصوصا آمريکا گرديد. اين واقعه تاريخي در‌س‌ها و عبرت‌هاي فراواني براي ملت ايران به همراه داشت و به عنوان يکي از تلخ‌ترين روزها در تاريخ ايران ثبت شده است.(4)

تصویب قانون کاپیتولاسیون در مجلس سنا

متأسفانه در تاریخ ایران، حق قضاوت کنسولی یا کاپیتولاسیون چند بار به بیگانگان اعطا شده است. شاه سلطان حسین صفوی و فتحعلیشاه (پس از شکست در جنگ ترکمانچای) ، از اعطای این امتیاز برای حفظ تاج و تخت خود استفاده کردند؛ دقیقاً به همین دلیل است که نام این پادشاهان ستمگر به‌عنوان خائنین به ایران در تاریخ ثبت شده‌است؛ اما باید گفت مفتضحانه‌ترین تصویب لایحه کاپیتولاسیون در زمان محمدرضاشاه رخ داد که در مجلس و آن هم در زمانی اعطا می‌شد که اکثریت مردم ایران بیدار شده‌ بودند. سردمداران مملکت در ازای دریافت دویست‌میلیون‌دلار وام مرتکب چنین خیانتی ‌شدند. درواقع شاه در مقام شخص اول کشور درحالی این ننگ را احیا می‌کرد که چندی قبل لغو شده بود . با سفر شاه به آمریکا در تیرماه 1343 و مذاکراتی که صورت گرفت، آمریکا اعطای کمکهای نظامی را به وضع مقرراتی در زمینه مسائل قضایی منوط کرد. شاه برای دریافت دویست‌میلیون‌دلار کمک نظامی، به امریکا قول مساعد داد. پس از بازگشت شاه از امریکا، لایحه کاپیتولاسیون در مجلس سنا طرح گردید .در سوم مرداد 1343 مجلس سنا جلسه فوق‌العاده‌ای تشکیل داد تا به بررسی لایحه چندفوریتی بپردازد. این جلسه از صبح تا نیمه‌شب ادامه داشت و سرانجام در نیمه‌شب لایحه کاپیتولاسیون مطرح گردید. حسنعلی منصور نخست وزیر وقت ، برای طرح لایحه تقاضای فوریت کرد. مجلس سنا وارد شور شد و جلسه سرانجام ساعت دوازده شب خاتمه یافت. در این جلسه، عده‌ای از سناتورها ناراضی بودند ولی نمی‌توانستند نارضایتی خود را ابراز نمایند. پس از این ، لایحه در تاریخ بیست‌ویکم مهرماه 1343 در مجلس شورای ملی نیز مطرح شد و در غیاب رئیس مجلس و 25 تن از نمایندگان به تصویب رسید. لایحه مزبور با هفتاد و چهار رأی موافق و شصت‌ویک رأی مخالف تصویب گردید. لایحه کاپیتولاسیون سرانجام سه‌ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تصویب شورای انقلاب و دولت موقت، لغو گردید.(5)

ماجرای لانه جاسوسی و حمله نظامی به طبس

یقیناً هرگز از یاد هیچ ایرانی نخواهد رفت که ساختمان سفارت آمریکا در ایران، مرکزی برای جاسوسی علیه تمام ارکان کشور شده بود و این کشور قصد داشت تا به شاه مخلوع ایران با وجود همه جنایاتی که در پرونده خود داشت، پناه بدهد.

بعد از آنکه دانشجویان ایرانی در پاسخ به این رفتار آمریکائیان اقدام به گروگان گرفتن افراد حاضر در سفارت این کشور کردند، آمریکا کوشید تا با حمله نظامی برق‌آسا، به خیال خود اقدام به رهایی آنان کند؛ حال آنکه نفوذ آنها به خاک ایران در صحرای طبس، یکی از افتضاحات تاریخ نظامی آنان را برجای گذاشته و شکستی بزرگ را برایشان به ارمغان آورد.

این در حالی بود که با وجود اثبات جاسوسی ساکنان سفارت آمریکا، رفتار دانشجویان ایرانی با آنان، بسیار محترمانه و بر مبنای اصول اخلاقی اسلام بود. همچنین قبل از آزادی کل گروگان‌ها، زنان و سیاهپوستان به‌صورت یک‌طرفه از سوی دانشجویان ایرانی آزاد شده بودند.

همکاری با جنایات صدام

امروزه ثابت شده است که حمله صدام به خاک جمهوری اسلامی ایران با چراغ سبز آمریکا و با هدف نابود کردن انقلاب اسلامی صورت گرفته بود.

اکنون دیگر کمتر کسی را می‌توانید بیابد که نداند چه حجم وسیعی از حمایت‌های غرب خصوصاً آمریکا (در کنار حمایت‌های بی‌دریغ حکومت‌های دیکتاتور کشورهای عربی و نیز بلوک شرق به سردمداری شوروی سابق) متوجه صدام بود تا وی پیروز عرصه جنگ با ایران باشد.

در این بین موارد بسیاری برای اشاره کردن وجود دارد. مثلاً آنچه به عنوان برتری هوایی عراق در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی بر علیه اهداف اقتصادی، نظامی و صنعتی ایران رخ داد، ناشی از اتکای صدام به فناوری نظامی فرانسه بود که با چراغ سبز آمریکا صورت گرفت. صدام به واسطه همین حمایت‌ها و با اتکا به نیروی هوایی دوباره بازسازی شده خود، ابتکار هوایی جنگ را در دست گرفت و اگرچه صد درصد پیروز میدان نبود، اما توانست بر روی صادرات نفت ایران تأثیر بگذارد. جالب آنجاست که بعد از عملیات‌های ظفرمندانه والفجر8 و کربلای5، شکست‌های عظیم ارتش بعثی عراق با حمایت‌های آمریکا ترمیم شد. جالب آنجاست که سلاح‌های شیمیایی غربی با کمک میراژهای فرانسوی و حمایت‌های بی‌دریغ آمریکا در اختیار صدام قرار گرفت که شرح جنایات انجام شده با آنها، نیازمند نگارش هزاران کتاب و مقاله است.(6)

حمله به هواپیمای ایرباس ایرانی

یکی از وقیحانه‌ترین جنایاتی که تا ابد به‌نام آمریکا و ارتش ناجوانمرد این کشور ثبت خواهد شد، ماجرای کشتار مسافران هواپیمای مسافربری ایرانی است. هواپیمایی که غیرنظامی بودن خود را به فرمانده ناو آمریکایی اعلام کرده بود اما شلیک موشک به این هواپیما سبب قتل صدها مرد و زن و کودکی شد که هر چه بودند، نظامی نبودند و خطری برای نیروهای متجاوز آمریکایی در خلیج فارس نداشتند.(7)

آمریکا و ایادی وی بسیار تلاش کردند تا حقیقت را با شایعاتی مضحک از نظرها پنهان کنند اما حقیقت هرگز از دید آزادگان جهان پنهان نماند.

تحریم‌های ظالمانه

تحریم‌های ظالمانه علیه ایران که ابتدا با بهانه عدم رعایت آنچه «حقوق بشر» نامیده می‌شد، علیه مردم ایران اعمال و فشار اقتصادی ضد کشورمان شروع شد اما بعدها به بهانه فعالیت‌های هسته‌ای ایران که البته مدرکی برای اثبات صلح‌آمیز نبودنش وجود نداشت، ادامه یافت.

ترور دانشمندان جوان ایرانی

ترور ناجوانمردانه دانشمندان جوان ایرانی که در تأسیسات انرژی اتمی ایران مشغول به فعالیت بودند، از سوی سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و با موافقت و همراهی آمریکا انجام شد. جالب اینجاست که این عملیات ننگین هرگز با واکنش مناسبی از سوی دولتمردان آمریکا مواجه نشد و این امر خود انگشت اتهام را به سمت سردمداران کاخ سفید گردانده و آنان را متهم ردیف اول کشتار مردان نام‌آور عرصه علم و جهاد هسته‌ای ایران معرفی می‌کند.

حافظه‌ای که به این سادگی‌ها پاک نمی‌شود

حافظه ملت ایران چنان قوی است که هرگز دشمنان خود را از یاد نمی‌برند، خصوصاً آنها که اکنون نیز با دشمنی خود ادامه داده و روند برخوردهای خصمانه خویش با مردم مسلمان ایران و سایر نقاط جهان را متوقف نکرده‌اند.

 

پی نوشت:

1)      سفرنامه حاج سیاح به فرنگ  

2)      شیخ فضل الله نوری

3)      آمريكا حامي اشغال ايران 

4)      کودتاي 28 مرداد 1332   

5)      تصویب قانون کاپیتولاسیون در مجلس سنا

6)      حمایت‌های کشورهای مختلف از عراق در طول جنگ تحمیلی

7)      پرواز بی‌بازگشت ایرباس ایرانی



تاريخ : سه شنبه نهم مهر 1392 | 23:23 | نویسنده : خادم المهدی (عج)
این پست متن ندارد.............

درد دارد............





تاريخ : شنبه ششم مهر 1392 | 20:30 | نویسنده : خادم المهدی (عج)

عاجزانه تقاضامیشود تا پایان متن همراه باشید...



شوخی های مبتذل در بسته بندی فاخر!!!!!!!!


تئاترهايي كه با نام «تئاتر آزادتئاترهايي كه با نام «تئاتر آزاد» روي صحنه مي‌روند، در ميان قشر عام و خاص به عنوان نمايش‌هايي كمدي، مفرح و مردم‌پسند شناخته مي‌شوند و تماشاگري كه به سراغ آنها مي‌رود، پيش از آغاز نمايش مي‌داند قرار است با چه اثري روبه‌رو شود؛ يك نمايش بزن و بكوب پر از شوخي‌هاي عاميانه و كوچه بازاري كه به دليل همين طبيعي‌بودن و سادگي و صداقت‌شان، تماشاگران از آنها استقبال مي‌كنند.

به گزارش فرهنگ نیوز، تماشاگري كه پا به سالن‌هاي تئاتر آزاد مي‌گذارد، به خوبي مي‌داند در چنين نمايش‌هايي قرار است حرف‌ها و صحنه‌هايي را بشنود و ببيند كه برخاسته از واقعيت جامعه است، بي‌آنكه داعيه فرهيختگي، فاخربودن و روشنفكري داشته باشند. بنابراين اگر در چنين آثاري، گاهي شوخي ناپسندي مي‌بيند يا اصطلاح نادرستي به گوشش مي‌خورد، چندان به آن وقعي نمي‌نهد و از قضا به آن مي‌خندد، زيرا مي‌داند اگر بخواهد نگاه جدي‌تري به آن مسئله داشته باشد يا در گويش عاميانه، به آن گير بدهد، بايد ابتدا به خود يادآوري كند كه روزانه گفتارها و رفتارهاي بدتر از اين را در سطح شهر و جامعه مي‌شنود و مي‌بيند و نمي‌تواند به همه آنها واكنش نشان بدهد.
 
پس چه بهتر كه براي مدت دو ساعت، چشم بر واقعيات ببندد و در چنين فرصتي، بر اين شايعات نمايشي بخندد، ولي وقتي جمعي از ستارگان و هنرمنداني كه در كارنامه آنها، فهرست بلندبالايي از آثار فاخر، جدي، حرفه‌اي و داراي ارزش‌هاي هنري به چشم مي‌آيد، نمايشي روي صحنه مي‌برند كه نه‌تنها فرق چنداني با تئاترهاي آزاد ندارند كه حتي چند پله از آنها در سطح نازل‌تر و وقيح‌تري قرار دارند، چه بايد گفت؟ تكليف آن تماشاگر چيست كه به اعتبار يك سالن نمايش حرفه‌اي (گيرم‌خصوصي) و مُشتي از بهترين بازيگران سال‌هاي اخير، پا به تالار نمايش مي‌گذارد تا شبي را در كنار خانواده، نمايشي كمدي و سرگرم‌كننده ببينند اما با اثري مواجه مي‌شود كه از شدت بي‌نزاكتي و كاربرد شوخي‌هاي جنسي، غيراخلاقي و بالاي ۱۸ سال‌!)، پدر خانواده را مجبور مي‌كند تمام مدت در تاريكي سالن عرق شرم بريزد يا به زير صندلي پناه ببرد و در طول مسير بازگشت به خانه كلمه‌اي به زبان نياورد و از نگاه سنگين اعضاي خانواده بگريزد؟!
 
نمايش «شايعات» به نويسندگي «نيل سايمون» و كارگرداني «رحمان سيفي‌آزاد»(كارگرداني كه پس از ۱۲ سال دوري از اين عرصه، حالا با نمايشي عجيب و نامتعارف بازگشته)، دقيقاً يكي از همين آثار است. اين روزها گويا تب «نيل سايمون» بدجوري كارگردان‌هاي ما را فرا گرفته است. «جواد عزتي» يكي از بازيگران اين نمايش، به تازگي از بازي در «پسران آفتاب»(نمايشنامه ديگر اين نويسنده امريكايي) فارغ شده و به اين گروه پيوسته است. اپيدمي اجراي متون سايمون به خودي خود ايرادي ندارد، به شرطي كه بدانيم آن را براي چه مخاطبي، در چه جامعه‌اي و با چه هدفي اجرا مي‌كنيم.
 
نمايشنامه‌هاي نيل سايمون با ديالوگ‌هاي فراوان و شوخي‌هاي بامزه كلامي‌اش معروف است. با اين‌حال، جاي پرسش است وقتي كارگرداني پس از وقفه‌اي طولاني در سابقه كارگرداني به صحنه مي‌آيد، چرا مشخصاً از ميان انبوه نوشته‌هاي سايمون، متني را برمي‌گزيند كه نه به لحاظ موضوعي و نه از منظر شوخي‌هاي موجود در نوشته، كمترين خط و ربطي به جامعه و موازين اخلاقي، ايراني و اسلامي ما ندارند؟! آيا قوانين و سياست‌هاي هنري و تئاتري كشور تغيير كرده و ما بي‌خبريم يا براي عده‌اي از كارگردانان مسير و شرايط انتخاب و توليد نمايش هموارتر است كه مي‌توانند هر نمايشي را به هر مضمون و محتوايي و با هر ادبيات دور از شأن جامعه ايران روي صحنه ببرند؟ نخستين پرسشي كه مخاطب نمايش شايعات از خود مي‌پرسد، آن است كه اين متن چگونه مجوز اجرا گرفته است؟
 
از كدام فيلترهاي قانوني و چگونه گذشته؟ آيا شوراي محترم بازبيني و نظارت و ارزشيابي كه برخي نمايش‌هاي بسيار محترم‌تر، بي‌مسئله و بي‌حاشيه را بيش از يك بار بازبيني و بررسي مي‌كنند، يا در طول اجراهاي نمايش بي‌نظيري مانند «سيندرلا» كه حتي يك كلمه نامربوط در طول آن به گوش نمي‌رسد، هر شب خود يا نمايندگان‌شان در سالن حاضر مي‌شوند و مراقب محتواي نمايش هستند، يك بار نمايش «شايعات» را بازبيني كرده‌اند، و اگر بله، چگونه ديده‌اند كه اين همه شوخي‌هاي ركيك و جنسي از نگاهشان جا مانده؟! «شايعات» به لحاظ بازي بازيگران، كمدي بانمكي است، ولي اين كمدي براي كدام دسته از مخاطبين ايراني توليد و اجرا شده است؟ نمايشي كه در آن با منظوري خاص، راجع به رأي «دادن» يا «ندادن» صحبت مي‌شود يا به بهانه‌هاي بريدن انگشت، پايين‌كشيدن شيشه اتومبيل، بلندكردن صداي موسيقي و نشنيدن صداي زنگ در، تقليد صداي «مايرا»(يكي از كاراكترها) و شكستن لگن پدر يكي از شخصيت‌ها، بدترين شوخي‌هاي ناموسي و جنسي به كار مي‌رود، چقدر مي‌تواند براي تماشاگر جذابيت داشته باشد؟
 
شايد برخي بگويند «شايعات» نمايشي كاملاً مردانه است و بايد ورود خانم‌ها را به سالن اين نمايش قدغن اعلام كرد. البته اگر مردان جامعه ما نيز به اين بي‌ادبي باشند و شنيدن اين همه الفاظ ركيك آنها را غيرتي نكند! شايد شوخي‌هاي موجود در اين نمايش براي مخاطب امريكايي، موضوعي رايج و پيش‌پا افتاده باشد اما تاكنون در كدام نمايشي اين همه شوخي جنسي سراغ داشته‌ايد كه «شايعات» دومين مورد آن باشد؟! كمدي سوء‌تفاهم و بازي با جملات، هميشه براي گرفتن خنده از مخاطب، دستمايه‌اي قوي و مناسب بوده، ولي جالب است كه در جامعه ما، تماشاگر دقيقاً به آن دسته از سوء‌تفاهم‌هايي مي‌خندد كه موضوعات غيراخلاقي را تداعي مي‌كند و متأسفانه هميشه هستند كساني كه از آب گل‌آلود ماهي بگيرند و اين ويژگي مخاطب ايراني را در بوق و كرنا كنند و به رخ عالم و آدم بكشند.
 
با اين همه، بهتر است دست از شايعه‌پراكني برداريم و براي درمان اين آسيب جدي كه به جان تئاتر ما افتاده، چاره‌اي بينديشيم. فراموش نكنيم كه براي خنداندن تماشاگر، هميشه راه‌هاي بهتري هست و لازم نيست به سخيف‌ترين و زشت‌ترين دايره واژگان متوسل بشويم. ما در عرصه تئاتر ايراني، گونه‌اي از نمايش‌هاي شريف و كهن را به نام «سياه‌بازي» و تخته‌حوضي داريم. مرحوم سعدي افشار بدون كاربرد طنزهاي غيراخلاقي، سال‌هاي طولاني مردم را خنداند و هميشه در اوج بود. افسوس امروز براي خنداندن تماشاگر، گروهي از تئاتري‌هاي ما، آثار مستهجن و غيراخلاقي خود را در بسته‌بندي‌هاي شيك و فاخر عرضه مي‌كنند تا وقاحت و زشتي كارهاي‌شان كمتر به چشم آيد.
 
به نظر مي‌رسد شوراي نظارت بايد پيش از آنكه خيلي دير شود و قبح اين موضوع در هنر ايراني شكسته شود، دست به‌كار شده و مانع از گسترش و ادامه فعاليت و اجراي چنين گروه‌ها و نمايش‌هايي شود. شايد اين‌گونه تئاتر ما به روزهاي احترام‌برانگيز خود بازگردد. شايد...

منبع: روزنامه جوان




تاريخ : شنبه شانزدهم شهریور 1392 | 0:44 | نویسنده : خادم المهدی (عج)

خوشا به حالت ای شیخ مفید ... اما.........


نامه حضرت حجت (علیه السلام) به شیخ مفید:


برادر با ایمان و دوست رشید ما

نامه‌ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما، ابوعبدالله

محمد بن نعمان - شیخ مفید - که خداوند عزت وی را

مستدام بدارد. سلام خداوند بر تو ای کسی که در

دوستی ما به زیور اخلاص آراسته‌ای و در اعتقاد و ایمان

به ما دارای امتیاز مخصوص هستی.


ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم، و

از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می‌کنیم که بر سید

و مولای حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) و

خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی‌نهایت خویش را نازل

فرماید.


از آنجا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما

صادقانه کوشیدی، خداوند این افتخار را به شما ارزانی

داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه

کنیم.


شما مکلف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان

ما برسانی، خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان

مرحمت فرماید و مهمات آنان را کفایت کرده، در پناه لطف

خویش محفوظشان دارد.


با یاری خداوند متعال در مقابل دشمنان ما که از دین

خداوند روی برگردانده‌اند بر اساس تذکرات، استقامت کن

و با خواست الهی دستورات ما را به آنان که از تو

می‌پذیرند و گفتار ما موجب آرامش آنها می‌باشد، ابلاغ

کن. با این که بر اساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح

واقعی آنها ما و شیعیان‌مان تا زمانی که حکومت در

اختیار ستمگران است در نقطه‌ای دور و پنهان از دیده‌ها

بسر می‌بریم، ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر

شما می‌گذرد کاملاً مطلع هستیم و هیچ چیزی از اخبار

شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که

بندگان صالح خداوند از آنها دوری می‌کردند ولی اکثر

شما مرتکب شدید باخبریم.

از عهدشکنیها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان

ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری

شما از حریم ولایت شده است).

گویی اینها از لغزش

های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما

را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر

عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را

در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.


پس، از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و به خاندان

رسالت مدد رسانید.


در برابر فتنه‌هایی که پیش می‌آید و البته عده‌ای در این

آزمایش و برخورد با فتنه‌ها هلاک می‌شوند، مقاومت

کنید و البته همه اینها از نشانه‌های حرکت و قیام ما

هست. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که

علی‌رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان، خداوند

نور خود را تمام خواهد کرد.


تقیه را از دست ندهید... من ولی خدا هستم، سعادت

پویندگان راه حق را تضمین می‌کنم.


... پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را

به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجب نارضایتی ما را

فراهم نماید بترسید و دوری کنید.


امر قیام ما با اجازه خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد

شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده‌ای ندارد و سودی

نبخشد.

عدم التزام به دستورات ما، موجب می‌شود که بدون توبه

از دنیا بروند و دیگر ندامت و پشیمانی نفعی نخواهد

داشت.

ای شیخ مفید! خداوند شما را با الهامات غیبی خود

ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمت بی‌پایانش

نصیب ما فرماید.

 

احتجاج ج 2، ص 597، بحارالانوار، ج 3، ص 175

 



تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد 1392 | 2:14 | نویسنده : خادم المهدی (عج)


 

بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را ز دیده ي تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان زگلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالسٌ … نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت

رحمان نوازنی



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 20:11 | نویسنده : حدیث

روز نخست:

هر کس غیبت مسلمانی را بکند؛

ثواب روزه اش باطل می شود،

وضویش بی اجر می شود،

اگر قبل از توبه بمیرد؛ در حالی مرده است که به حریم الهی تجاوز کرده است.

و روز قیامت با بویی بدتر از مردار وارد محشر می شود.

حضرت رسول صلوات الله علیه

من لا یحضره الفقیه

.......



خوشا بر حال مهمانی که با بسیاری نعمت
دلش با نعمت دیدار صاحبخانه می سازد

خداروشکر هنوز نرفتیم.
ما که هر سال دم عید فطر، بغض می کنیم که امسال هم رفت و ما هنوز به بندگی نرسیدیم؛
خب از همین امروز شروع کنیم.

به قول آیت الله بهجت وظیفه ی اصلی ما انجام واجبات و ترک محرمات ه.

همه می دونیم غیبت، تهمت و دورغ گناه کبیره ست
همه می دونیم خوش اخلاقی بهترین عبادت ه
نماز اول وقت کلید حل همه ی مشکلات ه.
همه می دونیم احترام به پدر و مادر بهترین راه بندگی خداست.
اما گاهی نمی دونیم باید از کجا شروع کنیم؟

دو روز درباره ی یه موضوع خاص حدیث می نویسیم
و درباره ی همین موضوع راهکارها و تجربه ی موفق شخصی خودمون یا برزگان و مطرح می کنیم.
پس قرار ما ذکر مصیبت نیس.
خیلی هم مهم نیس کجا حرف بزنی
اینجا، وبلاگ خودت، صفحه فیس بوک یا تو راه مسجد و ختم قرآن با رفقات.

مهم همین تبادل راهکار بندگی ه. . .

موضوع بحث هم با هفکری انتخاب کنیم.
حالا از غیبت شروع کردیم.

-
یه کار دیگه هم داریم که به هم یادآوری کنیم که امسال چه کار کنیم
که از برکت سفره ی ماه مبارک "بیشتر" استفاده کنیم؟
مثلا قرار بذاریم فقط همون سریال سر سفره ی افطار و ببینیم.
یا مثلا سر ختم قرآن یه کاغذ و قلم داشته باشیم
آدرس بعضی از آیات و بنویسیم
"
همون روز" تو یه دفترچه، ترجمه ی آیه رو بنویسیم
یا جملات شاخص سخنرانی بزرگان و بنویسیم
که ماه مبارک که تموم شد
یه دفترچه ی رزق معنوی به دردبخور داشته باشیم.


پ.ن: با تشکر از پیشنهاد دهنده ی اصلی ِ این طرح....اجرشون با خودِ خدا



تاريخ : شنبه هشتم تیر 1392 | 23:58 | نویسنده : خادم المهدی (عج)




...........


چیزی برای گفتن ندارم...

جز اینکه:

" بین همه دلها ........ امان از دل مهدی (علیه السلام)...............

...................


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

به نظر شما برای این خواهر و برادرهایمان چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟

وظیفه ما در حال حاضر چیست؟




  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ